X
تبلیغات
رایتل

امام نقی (ع)

داستان آب وضوی امام نقی (ع)



مرحوم شیخ حُرّ عاملی رضوان اللّه علیه، به نقل از کافور خادم حکایت کند: در یکی از روزها حضرت ابوالحسن، امام نقی علیه السلام مرا مخاطب قرار داد و اظهار نمود: ای کافور! آن سطل را پر از آب کن و در فلان محلّ مخصوص که حضرت خود معیّن نمود بگذار، تا هنگام نماز به وسیله آن وضو بگیرم. و بعد از این دستور، مرا برای انجام کاری روانه نمود و فرمود: هرگاه بازگشتی، سطل آب را در همان جائی که گفتم، بگذار تا برای وضوء گرفتن آماده باشد. کافور خادم افزود: سپس آن حضرت، چون خسته بود در گوشهای دراز کشید تا استراحت نماید؛ و در آن شب، هوا بسیار سرد بود. ولی متأسّفانه من فراموش کردم که طبق دستور آن حضرت، سطل آب را در آن محلّ معیّن شده بگذارم. پس چون لحظاتی گذشت، متوجّه شدم که امام علیه السلام از جای خود برخاسته است و در حال آماده شدن برای نماز میباشد و من - چون سطل آب را فراهم نکرده بودم از ترس آن که روبروی هم نگردیم و احیاناً حرفی به من نزند - مخفی شدم. ولی در پیش خود، خیلی احساس ناراحتی و شرمساری میکردم، که چرا آب را فراهم نکرده ام؛ و به همین جهت میترسیدم که مورد سرزنش و ملامت حضرت قرار گیرم. در همین افکار بودم، که ناگهان امام علیه السلام با حالت غضب مرا صدا نمود، با خود گفتم: به خدا پناه میبرم. و هیچ عذری نداشتم که مثلًا بگویم فراموش کردم؛ و به هر حال پاسخ حضرت را دادم و جلو رفتم.

  


چون نزدیک شدم، فرمود: ای کافور! چرا چنین کرده ای، آیا نمیدانستی که من برای وضوء از آب گرم استفاده نمیکنم؛ بلکه باید آب، عادی و سرد باشد، چرا آب را گرم کرده ای؟! با حالت تعجّب عرضه داشتم:

ای مولا و سرورم! به خدا قسم، من فراموش کردم که آب در سطل بریزم و حتّی دست به سطل نزده ام. سپس حضرت فرمود:
الحمدللّه، که خداوند متعال در هیچ حالی ما را فراموش و رها نمیکند و ما نیز سعی کرده ایم تا مستحبّات الهی را نیز انجام دهیم و  در هیچ حالی آنها را ترک نکرده ایم.



تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 21 آذر 1392 ساعت 14:00 | چاپ مطلب
نظرات (1)
یکشنبه 24 آذر 1392 13:59
مجله اینترنتی لیموتزش
امتیاز: 0 0
لینک نظر
tks
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد