X
تبلیغات
رایتل

امام نقی (ع)

داستان تدبیر نقی (ع) برای رفع دین مومن


شیخ اربلی روایت کرده که حضرت نقی علیه السلام روزی از سرّ من رأی به قریه ای بیرون رفت برای مهمی که روی داده

بود برای آن حضرت، پس مردی از عربها به طلب آن حضرت به سرّ من رأی آمد. گفتند: با وی که حضرت به فلان قریه رفته آن
عرب به قصد آن حضرت به آن قریه رفت. چون به خدمت آن جناب رسید حضرت از او پرسید: چه حاجت داری؟ گفت: من
مردی میباشم از عرب های کوفه از متمسکین به ولاء جدت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام وعارض شده مرا دینی سنگین که سنگین کرده مرا حمل آن وندیدم کسی را که قضا کند آن را جز تو،

  


حضرت نقی فرمود: خوش باش وشاد باش. پس آن مرد را فرود آورد. پس چون صبح گردید حضرت به آن مرد فرمود که من حاجتی به تو دارم وتو را به خدا که خلاف حاجت من ننمایی،

اعرابی گفت: مخالفت نمیکنم.

پس نوشت آن حضرت ورقی به خط خود واعتراف کرد در آن که بر آن حضرت است که به اعرابی دهد مالی را و تعیین کرده بود آن را در آن ورقه واندازه آن به قدری بود که زیادتر بود از دینی که او داشت وفرمود که بگیر این خط را پس در وقتی که رسیدیم به سرّ من رأی بیا نزد من در وقتی که نزد من جماعتی از مردم باشند ومطالبه کن این وجه را از من ودرشتی کن بر من در مطالبه وتو را به خدا که خلاف این نکنی.

آن عرب گفت: چنین کنم و گرفت خط را پس وقتی که حضرت به سرّ من رأی رسید وحاضر شدند نزد آن حضرت جماعت بسیاری از اصحاب خلیفه وغیر ایشان، آن مرد آمد وآن خط را بیرون آورد ومطالبه کرد وبه همان نحو که حضرت اورا وصیت فرموده بود رفتار کرد.

حضرت به نرمی وملایمت با تکلم کرد وعذر خواهی نمود ووعده داد که وفا خواهم کرد وتو را خوشدل خواهم ساخت. این خبر به متوکل رسید امر کرد که سی هزار درهم به سوی آن حضرت حمل کنند چون آن پولها به آن حضرت رسید گذاشت تا آن مرد آمد، فرمود: این مالها را بگیر ودین خود را ادا کن ومابقی آن را خرج اهل وعیال خود کن وما را معذور دار. اعرابی گفت: یابن رسول اللّه! به خدا سوگند که آرزوی من در کمتر از ثلث این مال بود ولکن ( اَللّهُ اَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ) وگرفت آن مال را و رفت.





تاریخ ارسال: جمعه 29 آذر 1392 ساعت 14:00 | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد