X
تبلیغات
رایتل

امام نقی (ع)

داستان لشکر نمایی خلیفه و امام نقی (ع)


قطب راوندی روایت کرده که متوکل یا واثق یا یکی دیگر از خلفاء امر کرد عسکر خود را که نود هزار بودند از اتراک که در سرّ من رأی بودند که هر کدام توبره اسب خود را از گل سرخ پر کنند ودر میان بیابان وسیعی در موضعی روی هم بریزند، ایشان چنین کردند وبه منزله کوه بزرگی شد واسم آن را تل مخالی نهادند. آنگاه بالای آن رفت وحضرت امام علی نقی علیه السلام را نیز به آنجا طلبید وگفت: شما را اینجا خواستم تا مشاهده کنی لشکرهای مرا، وامر کرده بود لشکریان را که با زینت واسلحه تمام حاضر باشند وغرضش آن بود که شوکت واقتدار خود را بنماید تا مبادا آن حضرت یا یکی از اهل بیت او اراده خراج

بر او نماید.

حضرت فرمود: میخواهی من نیز لشکر خود را بر تو ظاهر کنم؟

گفت: بلی، پس حضرت نقی (ع) دعا کرد وفرمود: نگاه کن!


  


چون نظر کرد دید مابین آسمان وزمین از مشرق ومغرب پر است از ملائکه وتمام شاکی السلاح بودند!

خلیفه چون دید او را غش عارض شد چون به هوش آمد حضرت فرمود: ما به دنیای شما کاری نداریم ما مشغول به امر آخرت میباشیم بر تو باکی نباشد از آنچه گمان کرده ای یعنی اگر گمانت آن است که ما بر تو خروج میخواهیم بکنیم از این خیال راحت باش ما این اراده را نداریم.


تاریخ ارسال: یکشنبه 1 دی 1392 ساعت 14:00 | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد