X
تبلیغات
رایتل

امام نقی (ع)

علم و حلم و عظمت و سخاوتمندی امام نقی (ع)

نقی | Naghi



علم امام نقی (ع) :

علم امام نقی (ع) در تنزیه آفریدگار یکتا نیز بسیار خواندنی و قابل تعمل است . امام نقی علیه السلام می فرماید :

به راستی خداوند وصف نشود جز بدانچه خودش، خود را وصف کرده. کجا وصف شود آن که حواس از درکش عاجزند و تصورات به کنه او پی نبرند و در دیدهها نگنجد. در نزدیکیاش دور است و در دوریاش نزدیک. چگونگی را پدید کرده بدون آن که گفته شود خود او چگونه است و مکان را آفریده بدون آن که خود مکانی داشته باشد، از چگونگی و از مکان برکنار است، یکتا و یگانه است. شکوه و ابهتش بزرگ و نامهایش پاک است


  
حلم  امام نقی (ع) :
حلم برای پی بردن به حلم آن حضرت کافی است به بردباری و گذشت آن حضرت از بریحه، پس از آن که دانست وی در نزد متوکل از او بدگویی کرده و به او افترا بسته و وی را تهدید کرده


سخاوتمندی امام نقی (ع) :
ابن شهر آشوب در مناقب مینویسد: ابو عمر و عثمان بن سعید و احمد بن اسحاق اشعری و علی بن جعفر همدانی به نزد علی بن حسن عسکری رفتند. احمد بن اسحاق از وامی که بر گردنش بود نزد حضرت شکایت کرد. آنگاه امام به عمرو که وکیلش بود، فرمود: به او سی هزار دینار و به علی بن جعفر نیز سی هزار دینار بپرداز و خود نیز سی هزار دینار برگیر. ابن شهر آشوب پس از نقل این ماجرا گوید: این معجزهای بود که جز ملوک و پادشاهان آن را نیارند و ما از کسی چنین بخششی نشنیده ایم


عظمت امام نقی (ع) در دل های مردم
طبرسی در اعلام الوری به سند خود از محمد بن حسن اشتر علوی نقل کرده است که گفت: همراه با پدرم بر در سرای متوکل بودیم. من در آن هنگام کودکی بودم و در میان گروهی از مردم از طالبی و عباسی و جعفری ایستاده بودیم، که ناگهان ابو الحسن (ع) وارد شد. مردم همگی از مرکبهای خویش پایین آمدند تا آن حضرت به درون رفت. یکی از حاضران از دیگری پرسید: به خاطر چه کسی پایین آمدیم؟به خاطر این بچه؛ حال آن که او از نظر سال از ما بزرگتر و شریفتر نبود. به خدا سوگند دیگر به احترام او از مرکب خویش پایین نخواهم آمد. پس ابو هاشم جعفری گفت: به خدا قسم کودکان چون او را میبینند به احترام او پیاده میشوند. هنوز دیری نگذاشته بود که آن حضرت به طرف مردم آمد. حاضران چون او را دیدند باز به احترام وی پیاده شدند؛ ابو هاشم خطاب به حاضران گفت: مگر نمیگفتید دیگر به احترام او پیاده نمیشوید؟ پاسخ دادند: به خدا قسم اختیار خود را از دست دادیم و از مرکبهای خود پیاده شدیم.


منبع
کتاب سیره معصومان، نویسنده: سید محسن امین

تاریخ ارسال: چهارشنبه 14 خرداد 1393 ساعت 23:27 | چاپ مطلب
نظرات (7)
شنبه 28 شهریور 1394 23:28
سرباز گمنام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
خشته نباشید
اجرتون با امام زمان عجل الله
شنبه 1 آذر 1393 17:03
سرباز گمنام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
ممنون از زحمتی که میکشید
جمعه 9 آبان 1393 19:46
امام نقی علیه السلام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
من از غلام سیاه تو خوب فهمیدم، که رو سیاهی ما نیز راه حل دارد...
سلام به شما عرض تسلیت دارم...
التماس دعا....
دوشنبه 7 مهر 1393 13:37
محمدرضا شیخی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام علیکم.خواهر بزرگوار تمایل شخصی شما برای استفاده از برنامه های شبکه های اجتماعی دلیل بر مجاز بودن استفاده از آنها نیست.
جمعه 17 مرداد 1393 08:53
عبد اله
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام لینک شدید، لطفا من رو هم لینک کنید تا تعداد ارادتمندان به امام هادی در فضای اینترنت گسترش یابد
http://emam-naghi2014.blogfa.com
پاسخ:
سلام ممنون لینک خواهید شد ...
پنج‌شنبه 26 تیر 1393 10:09
مینا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
.


دیــشــــب از فـــرق علــــــی کـعـبــــــه پلـی زد بـه بهـشــــت


چــه مـراعــات النظیـــــری



عــــلــــــی ، کـعـبـــــه ، بــهشـــت .



التماس دعا ..
جمعه 13 تیر 1393 22:50
محمدرضا شیخی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام همسنگر بزرگوار.مطلب بسیار خوبی بود اما فکر کنم در خط زیر خطای تایپی دارید

ابن شهر آشوب در مناقب مینویسد: ابو عمر و عثمان بن سعید و احمد بن اسحاق اشعری و علی بن جعفر همدانی به نزد( علی بن حسن عسکری) رفتند

آیا منظورتون از علی بن حسن العسکری ع همان امام نقی ع است؟
پاسخ:
سلام . این متن از داخل کتاب هست و نمی دونم منظور اینی که شما می گید هست یا نه .
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد